دل.....

دم از بازی "حُکم" می زنی.....

دم از "حُکمِ دل" می زنی.....

پس به زبان "ق.م.ا.ر" برایت می گویم:

ق.م.ا.رِ زندگی را به کسی باختم که تَکِ دل را با خِشت بُرید.....

جریمه اش یک عمر حسرت شددل شکستهباخت زیبایی بود.....

یاد گرفتم از روی دل،حکم نکنم.....

دل را باید بُر زد و جایش سنگ ریخت.....

که با خِشت،تَک بُری نکنند.....قهر

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

بسیار زیبا.خیلییییییییییییییییی با حالی به خدا.من که خیلی خوشم میاد ازخودت واز وبت[قلب]

سمانه

بسیار زیبا.خیلییییییییییییییییی با حالی به خدا.من که خیلی خوشم میاد ازخودت واز وبت[قلب]

مامان کیان کوچولو

زیبا بود عزیزم ....دوس داشتم

وحیده مامان پارسا

سلام خواننده روشن شده.[چشمک].از آشناییتون خوشحالم .چرا دنیای رنگین کمونیتون ابریه[ناراحت].معلومه که بچه ها رو دوست دارید.پس قلب مهربونی دارید.من هم لینکتون میکنم[قلب]

مریم

آدرس وبلاگتو برام نزاشته بودی؟ ! از قسمت نظرات یکی دیگه پیدات کردم!!![چشمک]

وبلاگ مهدی پاکدل

سلام[گل] متن فوق العاده زیبایی بود[قلب] ولی هر کاری کنی باز یه جاهایی باید از روی دل،حکم میکنی[لبخند] ممنون[گل]

هنگامه

سلام ترکان جون.خوبی؟[ماچ][قلب] دلم برات تنگ شده بود[گریه] پستت خیلی قشنگ[قلب]پستای قبلم خوندم مثل همیشه عالی[ماچ][ماچ]

بابا رضا مامان مهرناز

من از بازی نور در وادی بی قلب ظلمت ها نمی ترسم من از حرف جدایی ها مرگ آشنایی ها من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم جالب بود مرسی